نامه امام علی (ع) به مالک اشتر فرماندار مصر
/**/ اين فرماني است از بنده خدا، علي اميرالمؤمنين به مالك بن حارث اشترنخعي در پيماني كه با او مينهد، هنگامي كه او را فرمانروايي مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پيكار كند و كار مردمش را به صلاح آورد و شهرهايش را آباد سازد. او را به ترس از خدا و برگزيدن طاعت او بر ديگر كارها و پيروي از هر چه در كتاب خود بدان فرمان داده، از واجبات و سنتهايي كه كس به سعادت نرسد مگر به پيروي از آنها، و به شقاوت نيفتد، مگر به انكار آنها و ضايع گذاشتن آنها. و بايد كه خداي سبحان را ياري نمايد به دل و دست و زبان خود، كه خداي جل اسمه، ياريكردن هر كس را كه ياريش كند و عزيز داشتن هر كس را كه عزيزش دارد بر عهده گرفتهاست و او را فرمان ميدهد كه زمام نفس خويش در برابر شهوتها به دست گيرد و ازسركشي هايش باز دارد، زيرا نفس همواره به بدي فرمان دهد، مگر آنكه خداوند رحمت آورد. اي مالك، بدان كه تو را به بلادي فرستادهام كه پيش از تو دولتها ديده، برخي دادگر و برخي ستمگر...
![]()
/**/
تبریز مهآلود
ترجمة سعید منیری
نوشتة محمدسعید اردوبادی
سه جلد (۱۳۶۲ ـ ۱۳۶۵)
ناشر: انتشارات دنیا
/**/
تبریز مهآلود یا جعل و تزویر باکونشینان در تاریخ مشروطیت ایران
[آنچه در این بررسی مورد توجه قرار خواهد گرفت، کتابی است تحت عنوان « تبریز مهآلود » که تاکنون در سه جلد (اول، بهمن ۱۳۶۲؛ دوم، بهار ۱۳۶۴؛ و سوم، پاییز ۱۳۶۵) از سوی انتشارات دنیا و به ترجمة سعید منیری منتشر شده است]. اردوبادی (۱۸۷۲ ـ ۱۹۵۰) از جمله نویسندگان مجلة «ملانصرالدین » و مؤلف آثاری چون « شمشیر و قلم » و « سالهای خونین » است. پیش از این نیز کتاب دیگری از او تحت عنوان «شهر رزمنده » (ترجمة ایرج نوبخت، انتشارات کاوش، تهران ۱۳۶۱) منتشر شده بود. شهرت اصلی او در ایران بهخاطر رمان « تبریز مهآلود » است. بنا به « یادداشت ناشر » این اثر در فاصلة سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۸ میلادی انتشار یافته است. « تبریز مهآلود » سرگذشت جوانی است که برای شرکت در وقایع انقلاب مشروطیت از سوی محافل انقلابی قفقاز به ایران گسیل میگردد و ظاهراً بر اساس تجارب شخصی مؤلف استوار میباشد که در آن ایام در آذربایجان بوده است. [۱]
رویدادهای جلد اول این اثر در اثنای جنگهای تبریز علیه نیروهای استبدادی (اواسط سال ۱۳۲۶ قمری) آغاز شده و روال کلی داستان آمیزهای است از ماجراهای عاشقانة صاحب سرگذشت و صحنههایی از وقایع آذربایجان در آن زمان. پهلوان داستان در طول سفرش از مرز جلفا به تبریز یک دخترخانم روسی موسوم به نینا را از چنگ اراذل و اوباش نجات داده و این آشنایی تا زمان فرارسیدن آنها به تبریز به یک عشق آتشتین مبدل میگردد. قهرمان داستان درگیر حوادث انقلاب میگردد و دلدادة او نیز سر از کنسولگری روسیه درمیآورد و به جاسوسی و خبرچینی برای انقلابیهای قفقاز مشغول میگردد. جلد اول با فرارسیدن نیروهای روسی به تبریز و فروکشکردن جنگ پایان مییابد.
در جلد دوم شاهد دستاندازی و دخالت روسها در اوضاع داخلی آذربایجان هستیم. صاحب سرگذشت وادار به ترک شهر شده و نیمة اول کتاب به گشتوگذار او در اطراف و اکناف ولایت اختصاص دارد. وی در این مدت بیکار ننشسته و در عین فعالیتهای انقلابی، باز هم در جلفا دخترخانم دیگری، میس هانا از اتباع آمریکا، را از دست قزاقهای مزاحم نجات میدهد و ماجرای دیگری آغاز میشود. اینبار نیز چون ماجراهای جلد اول، آن دوشیزه را تا تبریز همراهی میکند و آشنایی فیمابین بیشتر میشود. تبریز در اشغال نیروهای روس است. صاحب سرگذشت فعالیتهای انقلابی خود را از سر میگیرد و میس هانا نیز در کنسولگری آمریکا مشغول میگردد. و چون عاشق قهرمان داستان میباشد، اخبار و گزارش های کنسولگری را هم در اختیار وی قرار میدهد.
جلد سوم کتاب یا نقطة اوج داستان، به حوادث تبریز در ایام محرم سیاه ۱۳۳۰ و زمینة تحولات پیشین آن اختصاص دارد. در کنار صحنههایی از جلسات نیروهای انقلابی، تب و تاب اهالی شهر و دسایس کنسولگریها؛ ماجراهای صاحب سرگذشت و نینا و هانا همچنان ادامه مییابد. مطالب این جلد با جنگهای مجاهدین شهر با نیروهای روسیه و انتقامجویی موحش روسها پایان میگیرد.


نامه فتحعلیشاه قاجار به سفیر ممالک
محروسه ایران در دربار عثمانی
گر چه به روایت روزنامه باختر امروز اصل نامه در موزه سلطنتي انگلستان نگهداري مي شود. اما موجودیت تاریخی آن هنوز روشن نیست و نمی توان به این نوشته استناد کرد. اما حداقل دو استدلال با توجه به شواهد دیگر می توان از روی نوشته بدست آورد . یکم اینکه اطلاعات ایرانیان حتی بزرگان کشور از اروپای آنزمان بسیار اندک و ناقص بود دوم: آنها سعی داشتند از طرق مختلف اطلاعاتی را از فرنگستان بدست بیاورند. در ضمن در دوره فتحلیشاه قاجار داشتن سفیر دائمی در کشورهای دیگر رایج نبوده و این کار ظاهرا از دوره ناصری شروع شده است و این نیز بر سندیت نامه خدشه وارد می کند.
ماخذ متن نامه : روزنامهی «باختر امروز» سردبیر شهید دکتر حسین فاطمی(سال دو، شمارهی ۱۷)
شاه به سفير خود مي نويسد:
سفارت مآبا:
اول :بر ذمت تو لازم است كه به درستي تحقيق كني كه وسعت ملك فرنگستان چه قدر است و آيا كسي به نام پادشاه فرنگ وجود دارد يا نه. در صورت وجود داشتن پايتختش كجاست.
دوم: فرنگستان عبارت از چند ايل است. آيا شهرنشينند يا چادرنشين و آيا خوانين و سركردگان ايشان كيانند.
پس از آن در حل اين مسأله ي ديگر كه در ايران اين همه به ذهن ما افتاده صرف مساعي و اقدام بنما و نيك بفهم كه در ميان انگلستان و لندن چه نسبت است آيا لندن جزوي از انگلستان است يا انگلستان جزوي از لندن است.
ششم : از روي قطع و يقين غوررسي در حالت ينگي دنيا كن. در اين باب سرمويي فرونگذار
هفتم: و بلكه آخر تاريخ فرنگستان را بنويس و در مقام تفحص و تجسس بر اين كه اسلم شقوق و احسن طرق براي هدايت فرنگستان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ايشان از اكل ميته و لحم خنزير كدام است.
برچسبها: فتحعلیشاه قاجار