گروه تاریخ مرند

آموزشی.اطلاع رسانی. علمی.تحلیلی

درباره من
این وبلاگ صرفا جهت بیان جریان های تاریخی و افزایش دانش تاریخی بوده و به هیچ گروه،دسته، حزب یا ادارات دولتی و جریان های سیاسی حاضر وابسته نیست.مطالب، نظرات و دیدگاههای مطرح شده در وبلاگ، ضرورتا دیدگاه نویسنده وبلاگ نخواهد بود.
برچسب ها
نويسنده :نادر رزاقی
تاريخ: دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت: ۱۱:۳۹ ب.ظ


 

زندگی پشت دیوار آهنین

شیوا فرهمند راد

از کادرهای پیشین حزب توده ایران

در شوروی میدان‌ها آن‌چنان وسیع بودند که انتهای آن‌ها به‌زحمت دیده می‌شد و مجسمه‌ها و بناهای یادبود عظیم و غول‌آسا بودند. احساس می‌کردم که ذره‌ ناچیزی بیش نیستم.گروهی از کسانی را که پیش یا پس از دومین دستگیری گسترده‌ رهبران و اعضای برجسته‌ حزب توده در هفتم اردیبهشت ۱۳۶۲ از مرز گذشتیم و به اتحاد شوروی پناه بردیم، در آغاز در یک اردوگاه پیشاهنگی در شهر لنکران جمع کردند، و سپس به ساختمانی در استراحتگاه زاغولبا در حومه‌ باکو منتقل کردند. در میان این افراد گروه بزرگی از اعضای رده‌ بالای شاخه‌ آذربایجان حزب بودند، و نیز کسانی از تهران و برخی شهرستان‌های دیگر. از جمله حمید فام نریمان (۱۳۸۷ ۱۳۰۷) زندانی سیاسی قدیمی و عضو کمیته مرکزی حزب، ایراندخت ابراهیمی (۱۳۸۴ ۱۳۰۴) از نسل پیشین مهاجران شوروی، عضو کمیته مرکزی حزب و مسئول تشکیلات زنان آذربایجان، هرمز ایرجی (در گذشته ۱۳۷۴) استاد "پاکسازی" شده دانشگاه و عضو مرکزیت تشکیلات تهران، و چند نفر از اعضای مشاور کمیته‌ی مرکزی حزب در این جمع بودند.علی خاوری، زندانی سیاسی سابق و عضو هیأت دبیران و دبیر اول بعدی حزب که به هنگام دستگیری دیگر رهبران به عنوان مسئول "کمیته برون‌مرزی" حزب در خارج بود، هم در لنکران و هم در زاغولبا به دیدار ما آمد. رفتار مقامات محلی با او و با ما بسیار احترام‌آمیز بود و پذیرایی گرمی از ما می‌شد. اما برخورد نزدیک ما با واقعیت‌های جامعه و زندگی اتحاد شوروی پس از انتقال از اردوگاه به محل زندگی‌مان آغاز شد.اسناد انتشاریافته حکایت از آن دارند که در ژوئیه ۱۹۸۳ (تیر ۱۳۶۲) دولت شوروی تصمیم گرفت که اعضای حزب توده ایران را به شهر مینسک پایتخت جمهوری بلاروس، و اعضای سازمان فدائیان (اکثریت) را به شهر تاشکند پایتخت ازبکستان منتقل کند .این انتقال دو ماه دیرتر و در ماه سپتامبر صورت گرفت. ما را از اردوگاه زاغولبا، و گروهی را از اردوگاه سومقائیت (Sumgait)، در مجموع ۲۰۰ نفر، در تاریکی شب سوار هواپیمایی اختصاصی کردند و نیمه‌شب به مینسک و به ساختمان ۱۲ طبقه و نوسازی رسیدیم که قرار بود محل زندگی ما باشد."به ما گفته‌بودند که اگر کسی پرسید کجایی هستیم‌، نگوییم......



نويسنده :نادر رزاقی
تاريخ: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۴۸ ق.ظ


 خدیجه مصدق دختر دکتر محمد مصدق

آنچه در پی می‌آید ترجمه تازه‌ترین کتاب کریستوفر دی بلیگ، روزنامه‌نگار و محقق بریتانیایی است؛ «ایرانی میهن‌پرست؛ محمد مصدق و کودتای خیلی انگلیسی»، بر اساس آخرین یافته‌ها و اسناد منتشرشده در آرشیوهای دولتی آمریکا، بریتانیا و دیگر کشور‌ها به شرح زندگی سیاسی مصدق می‌پردازد.

.

روز داغی بود وسط تابستان ۱۹۴۰. مصدق به تهران آمده بود تا گنه‌گنه تهیه کند. او، زهرا، خدیجه و مجید (نوه مصدق، فرزند ضیاءاشرف) توی ویلایی اجاره‌ای بودند در شمیران، وسط دامنه‌های کوهستان البرز. آن زمان شمیران هیچ شبیه جنگل پر از برج الانش نبود. در واقع هنوز جزئی از تهران هم نشده بود. روستایی بود و جمعیت اندک پراکنده‌ای داشت و فقط رولز رویس رضاشاه سکوت و آرامشش را به هم می‌زد. خانوادۀ مصدق ساکن چند تایی اتاق بودند با اسباب و اثاثیه‌ای ساده توی باغی بزرگ که وسطش آلاچیقی داشت کنار استخری، برای صرف غذا و تفرج و تفریح.


گرگ ‌و میش غروب بود که رئیس پلیس محل و دو تا پاسبان رسیدند دم در باغ. نوکر خانه گفت «آقا خانه نیستند» اما سر آخر زیر بار رفت که این‌طور نیست و گفت توی آلاچیق منتظر بمانند تا مصدق بیاید. مصدق وارد آلاچیق که شد، گفت «تمام ده سال گذشته را منتظرتان بودم.» پلیس‌ها ازش خواستند با ماشین خودش همراهشان بیاید و هر چه یادداشت و سند در آنجا دارد، با خودش بیاورد.

قرار شد بروند خانۀ وسط شهرشان در خیابان کاخ، چند تایی سند دیگر را بردارند و بعد بروند به ادارۀ پلیس. قرار شد آن‌ها نگاهی به نوشته‌های مصدق بیندازند، چند تایی سؤال ازش بپرسند و بعد بگذارند برود. مصدق حرف‌های اطمینان‌بخش پلیس‌ها را باور نکرد، اگرچه وقتی داشت می‌رفت، عینشان را برای همسرش تکرار کرد.

احتمالاً چند تایی عامل در بازداشت مصدق نقش داشتند، همه‌شان هم مرتبط با نوع روابط و ارتباطات واقعی یا منتسب او با خارجی‌ها، روابط و ارتباطاتی که رضاشاه را نگران می‌کرد و آزار می‌داد. شاید مصدق اشتباه کرده بود که خانمی فرانسوی برای تدریس خصوصی به مجید و خدیجه ....


دوستان
ابزارک هاي وبلاگ
قالب وبلاگ

 RSS